02 آذر 1396 ساعت 23:41

 پیام مدیرعامل:

«مؤسسۀ فرهنگى ترجمان وحى» با هدف ارائه ترجمه‏ هایى صحیح، سلیس، شیوا و به دور از تحریف قرآن مجید، در سال ۱۳۷۳ تأسیس گردید. و در سال ۱۳۸۳ با نظر مساعد بنیان‏گذاران به عنوان مؤسسه‏ اى كه داراى شخصیت حقوقى مستقل است در ادارۀ كل ثبت كشور به ثبت رسید.

 

پژوهشى دربارۀ ترجمه‏ هاى مخطوط معانى قرآن كريم

نوشتۀ: اكمل الدين احسان اوغلى

ترجمه از عربى: يعقوب جعفرى

 

در اين بررسى، نسخه‏ هاى خطى ترجمۀ قرآن كريم به زبانهاى گوناگون را كه هم اكنون در دسترس قرار دارد، مورد توجه قرار مى‏دهيم و به ذكر مشخصاتى كه از بررسى آنها به دست مى‏آيد و نيز تاريخ ترجمۀ هر يك خواهيم پرداخت، ولى وارد ارزيابى متن اين ترجمه‏ ها نخواهيم شد.

ترجمۀ مطلوبى كه در بالاترين حد ممكن، ويژگيهاى متن اصلى را با امانت منعكس كند، كارى بس مهم و دشوار است و بايد مترجم به خوبى به هر دو زبان ـ زبان متن و زبان ترجمه ـ و نيز به ويژگيها و مشخصات اقوامى كه اين دو زبان را به كار مى‏برند، آگاه باشد. همچنين مترجم بايد مطلب را به طور فنى و دقيق بفهمد.

حال كه ترجمه به طور كلى چنين دشواريهايى دارد، وظيفۀ ما در برابر ترجمۀ يك متن الهى مانند قرآن كريم كه به زبان عربى بليغ نازل گرديده و با فنون ادبى شگفت‏آورى آراسته شده چيست؟ همچنين نبايد مسئوليت اخلاقى بزرگى كه برعهدۀ اقدام كننده به چنين ترجمه‏اى است، فراموش گردد.

ترجمۀ قرآن كريم از عربى به زبانهاى ديگر، از همان قرنهاى اوليۀ اسلام آغاز شد و به سببب اهميت فراوان اين موضوع، ما طرح عظيمى را در كتابشناسى نسخه‏ هاى مربوط به ترجمۀ قرآن كريم در «مركز بررسيهاى تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى» (ارسيكا) در سال ۱۹۸۰ ميلادى در استانبول آماده كرديم. اجراى اين طرح در سه مرحله انجام پذيرفت كه به اجمال چنين است:

الف. ترجم ه‏هاى چاپى،

ب. ترجمه‏ هاى خطى،

ج. ترجمه‏ هايى كه به طور شفاهى نقل شده است.

 كتابشناسى ترجمه‏هاى چاپى، نخستين مرحلۀ اين طرح بود كه پس از شش سال بررسى، اين مركز توانست آن را در آغاز سال ۱۹۸۶ ميلادى تحت عنوان كتابشناسى جهانى ترجمه‏هاى معانى قرآن كريم (ترجمه‏هاى چاپى از سال ۱۵۱۵ تا سال ۱۹۸۰) در استانبول به چاپ برساند.

بديهى است در اينجا به نقطه نظرهاى گوناگون مذاهب فقهى دربارۀ ترجمۀ قرآن نمى‏پردازيم، بلكه تلاش خواهيم كرد خلاصه‏اى از نتايج بررسيهاى بسيارى را كه در مقدمۀ جلد اول دربارۀ تاريخ اين ترجمه‏ ها آورده‏ايم، به دست دهيم. بر اساس اين بررسيها كه موضوع را از زمانهاى دور در برمى‏گيرد، چكيدۀ نظرات دانشمندان اسلامى را در اين مورد مى‏توان چنين بيان كرد: دين اسلام اجازه مى‏دهد قرآن كريم به زبانهاى ديگر ترجمه شود تا كسانى كه زبان عربى نمى‏دانند، قرآن را بفهمند. در عين حال هرگز نمى‏توان ترجمه را معادل متن اصلى و يا جايگزين آن در شعائر و عبادات دانست و يا احكام فقه اسلامى را از آن استخراج نمود.

مرحلۀ دوم طرح ما در كتابشناسى ترجمه‏ها، به ترجمه‏هاى خطى قرآن كريم به زبانهاى مختلف در نقاط گوناگون عالم مربوط مى‏شود و ما آن را به كمك تعداد اندكى از محققان در آغاز سال ۱۹۸۶ ميلادى شروع كرديم و در فاصلۀ ميان سال ۱۹۸۶ تا پايان سال ۱۹۹۱ ميلادى به رغم دشواريهاى مرجود توانستيم بيش از چهار هزار نسخه از ترجمه‏هاى قرآن كريم را كه به صورت خطى است، در ۳۰ زبان و در ۳۷ كشور شمارش كنيم و انتظار داريم كه پيش از پايان اين بررسيها مخطوطات بيشترى را پيدا كنيم.

هدف ما در بحث كنونى اين است كه خلاصه‏اى از بررسيهاى ياد شده و نتايجى را كه به آن رسيده‏ايم، براى نخستين بار به جامعۀ علمى تقديم كنيم. بى‏ترديد، آگاهيهايى كه در اينجا ارائه مى‏دهيم، معلومات نهايى در اين باره نيست، بلكه اميدواريم از طريق انتقادهاى سازنده و همكاريهايى كه از دوستان متخصص انتظار داريم، بتوان به دقت نظر بيشترى رسيد.

 در بررسى موضوع مورد نظر، به اين نتيجه رسيديم كه بيشترين تعداد اين مخطوطات مربوط به ترجمۀ قرآن كريم به زبان فارسى، پس از آن زبان تركى و سپس زبان اردو است.

همچنين نسخه‏ هاى خطى ديگرى وجود دارد كه مربوط به زبانهاى آسيايى، اروپايى و آفريقايى است، و به اين نتيجه رسيديم كه قسمت اعظم اين مخطوطات در كتابخانه‏هاى تركيه، ايران، هند و انگلستان قرار دارد (نگاه كنيد به جدولهاى ۱ـ۳) و اين تعداد همچنان كه گفتيم آمار نهايى نيست، بلكه انتظار مى‏رود در اثر آگاهيهاى تازه‏اى كه كسب خواهيم كرد بر آن افزوده گردد. نيز اين آمار و ارقام مشتمل بر نسخه‏هاى مكرر از يك ترجمه است كه نشانگر اهميت ويژۀ قرآن كريم است، به گونه‏اى كه هرگز هيچ كتابى مانند آن، اين گونه مورد توجه قرار نگرفته است. اين تعداد ترجمه به روشنى بيانگر اهتمام كشورهاى غير عرب به دين اسلام است.

انواع ترجمه

نوع اول، ترجمۀ كلمه به كلمه يا لفظى است و آن ترجمه‏اى است كه بر جايگزينى كلمات يا الفاظ با كلمات و الفاظ ديگر استوار است. در اين نوع ترجمه، واژه‏هاى بيگانه آن گونه انتخاب مى‏شوند كه به نظر مى‏رسد به صورت دقيق معادل كلمات عربى هستند. معمولاً اين نوع ترجمه‏ها با دو زبان در سطرهاى متوالى ترتيب مى‏يابند، به صورتى كه كلمات بيگانه زير

«جدول شماره 1»

 

توزیع نسخه­ های خطی قرآن بر حسب زبانها

۱

خمیادو

۴۷

۲

آلبانی

۱

۳

ارمنی

۴

۴

بربری

۱

۵

چینی

۱

۶

هلندی

۳

۷

انگلیسی

۱

۸

فرانسه

۷

۹

فولانی

۳

۱۰

آلمانی

۲

۱۱

عبری

۲

۱۲

هندی

۱

۱۳

ایتالیایی

۱

۱۴

جاوی

۸

۱۵

کانمبو

۱

۱۶

کردی

۹

۱۷

لاتینی

۴۶

۱۸

ماکسار

۲

۱۹

مالایو

۱۰

۲۰

پشتو

۵

۲۱

فارسی

۲۲۹۷

۲۲

روسی

۵

۲۳

سیامی

۱

۲۴

سندی

۱۳

۲۵

اسپانیایی

۴

۲۶

سواحلی

۲۲

۲۷

سریانی

۲

۲۸

ترکی

۱۷۳۰

۲۹

اردو

۷۱

۳۰

ولوف

۱

مجموع

۴۳۰۱

 

 

«جدول شماره ۲»

 

 

توزیع نسخه­ های خطی قرآن بر حسب کشورها

۱

افغانستان

۶۱

۲

الجزایر

۱

۳

اتریش

۱۳

۴

بلژیک

۲

۵

بلغارستان

۲

۶

چکوسلواکی

۳

۷

دانمارک

۶

۸

مصر

۱۶۰

۹

فرانسه

۷۵

۱۰

آلمان

۹۷

۱۱

هند

۳۶۵

۱۲

ایران

۸۰۴

۱۳

عراق

۴۲

۱۴

ایرلند

۱۱

۱۵

ایتالیا

۴

۱۶

ژاپن

۳

۱۷

کویت

۱

۱۸

لبنان

۲

۱۹

لیبی

۱

۲۰

مالزی

۲

۲۱

هلند

۲۵

۲۲

نیجریه

۱

۲۳

قبرس

۳

۲۴

پاکستان

۷۸

۲۵

عربستان سعودی

۴۱

۲۶

سنگال

۴

۲۷

اسپانیا

۴۹

۲۸

سوئد

۱

۲۹

سوریه

۴

۳۰

تانزانیا

۲۲

۳۱

تونس

۳

۳۲

ترکیه

۲۰۲۰

۳۳

بریتانیا

۲۱۶

۳۴

آمریکا

۲۴

۳۵

شوروی سابق

۹۱

۳۶

واتیکان

۱۶

۳۷

یوگوسلاوی

۴۱

۳۸

کتابخانه­ های خصوصی

۷

مجموع

۴۳۰۱

 

«جدول شماره ۳»

 

 كلمات عربى و هماهنگ با آن نوشته مى‏شود. مترجم در اين نوع ترجمه نمى‏كوشد كه جملۀ ادبى كاملى بسازد، چون كار او متمركز در گزينش بهترين معادل يا مرادف هر يك از واژه‏هاى عربى است. البته به طور طبيعى كلمات معادل بر حسب تطور زبان ترجمه در طول زمان تغيير پيدا مى‏كند و اين مسئله براى دانشمندان لغت اهميت ويژه‏اى دارد، چون متن عربى قرآن كريم تا امروز به همان شكل اصلى خود و بدون كوچك‏ترين تغيير باقى مانده، ولى واژه‏هايى كه به عنوان معادل اصلى عربى پايدار انتخاب مى‏شوند به مرور زمان تغيير مى‏يابند و براى همين است كه ترجمه‏هاى قرآن كريم منبعى بسيار مهم براى فهم معانى كلمات عربى و بررسيهاى لغوى به شمار مى‏آيند.

در ترجمۀ كلمه به كلمه، فهم معناى كامل متن بر عهدۀ خواننده گذاشته مى‏شود، ولى گاهى سطح شناخت خواننده در حدّى نيست كه او را به معناى متن عربى برساند؛ اينجاست كه متن عربى، شرح و تفسير بيشترى طلب مى‏كند. براى پاسخگويى به اين نياز، نوع دوم ترجمه پديد مى‏آيد.

نوع دوم ترجمه بر اساس تفسير انجام مى‏گيرد و مترجم معناى متن را در قالب جمله‏هايى زيبا منتقل مى‏كند. بى‏شك در اين نوع ترجمه مترجم مسئوليت بيشترى دارد، چون او مى‏تواند واژه‏هاى بيشترى را به كار گيرد و توضيحاتى را از منابع مختلف مانند احاديث يا تفاسير يا ترجمه‏هاى ديگر بر آن بيفزايد تا عبارات او از قوت و وضوح بيشترى برخوردار شود. نتيجه اينكه اين نوع ترجمه‏ها نوعى تعليقه و توضيح بر متن قرآن است.

در باب ترجمه‏هاى «ميان سطرى» كه در آنها سطر متن عربى در رديف سطر ترجمه به زبان ديگر قرار دارد ــ و غالباً مترجمان آنها ناشناخته‏اند ــ در مرحلۀ اول دشوار است كه تعيين كنيم آيا اين نسخه‏هايى كه پيش روى ما قرار دارند، نسخه‏هايى مختلف از يك ترجمه‏اند يا ترجمه‏هاى گوناگونى هستند. ولى ترجمه‏هاى تفسيرى، مشتمل بر مقدمه و فهرست محتويات است و داراى ويژگيهاى خاصى است كه مربوط به شيوۀ نگارش است و به همين جهت در مقام تطبيق دو متن، تعيين اينكه هر دو يك ترجمه و يا دو ترجمۀ جداگانه‏اند تا اندازه‏اى آسان است.

در كنار دو نوع ترجمه‏اى كه در بالا گفته شد، ترجمه‏هاى كوتاه يا داراى جمله‏هاى كامل هم وجود دارند كه به ترجمه ‏هاى چاپى عصر حاضر شباهت دارند.

 نسخه‏ هاى خطى ترجمه‏هاى قرآنى را از نظر ديگر مى‏توان به دو گروه تقسيم كرد:

گروه اول: ترجمه ‏هاى كامل

گروه دوم: ترجمه ‏هاى جزئى

در كنار اينها ترجمه‏ هايى نيز هستند كه مترجمان آنها به دلايل گوناگون نتوانسته‏اند آنها را كامل كنند كه بايد ميان اين ترجمه‏ هاى غير كامل با ترجمه‏ه اى جزئى فرق گذاشت، چون در ترجمه‏هاى غير كامل هدف مترجم اين نبوده كه اجزاى خاصى از قرآن را ترجمه كند و بقيه را ترجمه نكند. لذا احتمال دارد كه اجزاى ناقص اين ترجمه‏ ها كه در نگاه اول ناقص به نظر مى‏رسند، در مجموعۀ خطى ديگرى پيدا شود.

ترجمه‏هاى كامل معمولا با متن عربى قرآن كريم همراهند. البته گاهى نسخه‏هايى پيدا مى‏شوند كه قسمتى از اجزاى آن از ميان رفته است كه بايد راجع به اين گونه نسخه‏ها دقت كافى به عمل آيد. برخى از ترجمه‏ها نيز بيش از يك مجلدند و گاهى اين مجلدات از لحاظ ويژگيهاى ظاهرى مانند كاغذ، نوع خط، تزيينات و نيز زبان با يكديگر اختلاف دارند، بلكه گاهى در تاريخِ نسخه‏بردارىِ برخى از مجلدات تناقض وجود دارد و اين بسا از آنجا ناشى مى‏شود كه كسى مالك مجموعۀ معينى بوده و كوشيده است تا آن را با مجلداتى كه در زبانهاى مختلف به دست آورده كامل كند. روشن است مجلداتى كه با اين هدف جمع آورى مى‏شوند، ممكن است بعدها در مجموعه‏هاى مختلف پراكنده گردند، و از آنجا كه تبادل نسخه‏هاى خطى متعارف نبوده، محال است كه با جمع‏آورى اجزاى مختلف بتوان نسخۀ واحدى تهيه كرد و از لابه‏لاى نسخه‏هاى پراكنده، كارى كامل انجام داد، مگر از راه بررسيهاى آكادميك كه با آگاهيهاى گسترده و صبر و حوصله رسيدگى شود و بر اساس كتابشناسى باشد، مانند كارى كه ما آن را انجام مى‏دهيم.

ترجمه‏هاى گزينشى شامل دو دسته‏اند:

دستۀ اول عبارتند از ترجمه‏هاى مربوط به يك يا چند جزء و يا چند سوره و يا چند آيه از قرآن كريم كه گاهى مترجم آياتى را كه مربوط به يك موضوع معين است انتخاب و ترجمه مى‏كند.

دستۀ دوم ترجمه‏هايى هستند كه نسخه‏بردار، بخشى از اجزاى يكى از ترجمه‏ها را انتخاب مى‏كند. در اين صورت اگر دستيابى به نسخۀ خطى اصلى ممكن باشد، مى‏توان اين ترجمه‏هاى گزينشى را اجزايى از آن نسخه دانست و چنانچه اين امر ممكن نباشد، بيشترين كارى كه مى‏توان كرد اين است كه اين ترجمه‏ها را در رديف ترجمه‏هاى انتخابى قرار دهيم. تا آنجا كه مى‏دانيم، ترجمه‏هاى انتخابى و گزينشى بيشتر مربوط به جزء بيست و نهم و سى‏ام قرآن، سورۀ فاتحه، يوسف، يس، اخلاص و نيز آيۀ ۲۵۵ سورۀ بقره (آية الكرسى) است.

بخش عمدۀ ترجمه‏ها به صورت نثر است، هرچند ترجمه‏هايى هم وجود دارند كه شامل انواع نظم هستند. نيز برخى آيات به صورت موزون و مقفى‏ٰ ترجمه شده‏اند. علاوه بر اين، آياتى از قرآن در فرهنگها و معجم‏هاى قرآنى و در كارهاى آكادميك و ادبى و نوشته‏هاى صوفيه ترجمه شده‏اند.

در اينجا ضرورى است كه به اختصار به علل وجود اختلاف در برخى از نسخه‏هاى ترجمه‏هاى قرآن كريم اشاره كنيم. بجز اختلاف ناشى از خطاهاى تلفظى و املايى، بيشتر اختلافها مربوط به تغييرات طبيعى است كه در زبان مقصد پيدا مى‏شود و در بعضى مواقع قاريان آن نسخه از قرآن، تعليقاتى را در حاشيۀ متن اصلى نوشته‏اند و در مراحل بعدى نسخه‏برداران، آن تعليقات را وارد متن اصلى ترجمه كرده‏اند. گاهى هم بعضى از نسخه‏برداران جمله‏هايى را كه احياناً در متن اصلى ترجمه ناقص و يا افتاده بوده، از روى نسخۀ خطى ديگر كامل كرده و يا خود به ترجمۀ آنها پرداخته‏اند.

اهميت هنرى نسخه‏ هاى خطى ترجمۀ قرآن كريم

نسخه‏هاى خطى ترجمه‏ هاى قرآن كريم ارزش هنرى بسيارى دارند و اين در مرحلۀ اول به عظمت قرآن كريم و احترام ويژه‏اى كه قرآن در ميان مسلمانان دارد، مربوط مى‏شود كه مصحفها و ترجمه‏هاى قرآن كريم را با خطوط زيبا نوشته و به شكل جالبى جلد كرده‏اند؛ لذا مصاحف و ترجمه‏هاى قرآن نقش مهمى در پيشرفت سريع هنرهاى خط / خوشنويسى، تذهيب و جلدسازى داشته است و اين فنون به سرعت به مرتبۀ بالايى از ترقى رسيده‏اند.

شك نيست كه اين هنرمندان آثار هنرى خود را در نسخه‏بردارى از قرآن كريم و ترجمه‏هاى گوناگون آن به عنوان يك كار مقدس پديد آورده و مسئوليتى را كه بر عهدۀ آنان بوده به خوبى درك كرده‏اند و اين همان مسئوليت بزرگى بوده كه از جهت اخلاقى و شرعى داشتند. آنان همۀ مهارتهاى خود را در نگارش، آراستگى ظاهرى و جلدسازى قرآن كريم به كار گرفته و نهايت سعى خود را كرده‏اند تا از بهترين مواد ممكن استفاده كنند. به همين جهت است كه نسخه‏هاى خطى ترجمه‏هاى قرآن كريم موضوع مهمى در پژوهشهاى مربوط به فنون خط و تذهيب و جلدسازى به شمار مى‏رود و پژوهش در مواد اوليه و ابزار و شيوه‏هاى به كار رفته در آماده كردن اين شاهكارهاى فنى در حد خود اهميت ويژه‏اى دارد.

نسخه‏هاى خطى ترجمه‏هاى قرآن كريم، از لحاظ ترتيب عناصر گوناگونند؛ مثلاً در ترجمه‏هاى لفظ به لفظ (تحت اللفظى) كلماتى كه با كلمات عربى مرادف‏اند، ميان سطرها نوشته مى‏شوند. به طور كلى، نوع خط ترجمه با نوع خط متن عربى قرآن متفاوت است و ترجمه با حروفى كوچك‏تر و ريزتر نوشته مى‏شود. اين نوع ترجمه‏ها را معمولاً با رنگى متفاوت از مركّب متن و بيشتر با رنگ قرمز و خط كج مى‏نويسند، (نگاه كنيد به شكل ۱). گاه نيز نسخه‏هايى پيدا مى‏شوند كه بيش از يك ترجمه دارند و ترجمه‏ها به صورت متناوب در چند سطر و به زبانهاى مختلف قرار دارند. همچنين نسخه‏هايى پيدا مى‏شوند كه هم ترجمۀ تحت اللفظى دارند و هم ترجمۀ تفسيرى (نگاه كنيد به شكل ۲). نسخه‏هايى نيز هستند كه مشتمل بر سه نوع ترجمه‏اند: ترجمۀ زيرنويس، ترجمۀ كوتاه و ترجمۀ تفسيرى (نگاه كنيد به شكل ۳). قابل ذكر است كه در نسخه‏هايى كه بيش از يك ترجمه دارند، در كنار ترجمه، اقدام به تفسير هم شده است (نگاه كنيد به شكل ۴).

به طور كلى ترجمه‏هاى تفسيرى با خط شكستۀ ريز در حاشيۀ متن قرآن نوشته مى‏شود و گاهى هم روشهاى ديگرى براى جدا كردن آيات از متن در ترجمه‏هاى تفسيرى به كار مى‏رود. مثلاً گاهى متن قرآن با مركّبى از رنگ متفاوت و يا با خط بزرگ يا درشت نوشته مى‏شود، و گاهى هم آيات به صورت جدول نوشته مى‏شود و طبعاً از متن ترجمه جدا مى‏گردد و يا خطوطى بالا يا پايين آيات كشيده مى‏شود (كه غالباً با مركّب قرمز است) و به اين ترتيب ميان آن و بقيۀ متن جدايى حاصل مى‏شود و ممكن است نام سوره‏ها و عنوانها با رنگ متفاوت نوشته شود يا آراسته گردد.

اين مشخصات كه مخصوص ترجمه‏هاى كامل است، گاه ــ هرچند به ندرت ــ در ترجمه‏هاى انتخابى هم ديده مى‏شود و همان اهتمامى كه در خط و تذهيب و جلدسازى در ترجمه‏هاى كامل ديده مى‏شود، در آنها هم مشهود است.

 

 

   شكل ۱

 

 

 

 

 

 

 

شكل ۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل ۳

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل ۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 براى نمونه از چند نسخه نام مى‏بريم كه در كتابخانۀ سليمانيه موجود است: تفسير اسماعيل بن احمد آنكارايى بر سورۀ فاتحه كه تحت عنوان «الفتوحات العينية» است (نگاه كنيد به شكل ۵)، و تفسير شيخ الاسلام اسعد افندى بر آية الكرسى (نگاه كنيد به شكل ۶). نيز ترجمه‏هايى وجود دارد كه مشتمل بر بيش از يك سوره است، مانند نسخۀ خطى موجود در كتابخانۀ توپقاپى سراى كه از قرن هشتم باقى مانده و مشتمل بر سوره‏هاى فاتحه، انعام، فاطر و يس است. اما نسخۀ خطى اوخچى‏زاده محمد بن محمد، با عنوان «النظم المبين فى الآيات الاربعين» شامل ترجمۀ چهل آيه از قرآن است. اين اثر نمونه‏اى از ترجمه‏هاى منظوم است كه در كتابخانۀ سليمانيه موجود است (نگاه كنيد به شكل ۷). بيشتر ترجمه‏هاى ياد شده پيشرفت در هنر جلدسازى را هم نشان مى‏دهند.

آمار ترجمه‏ هاى قرآن كريم بر حسب كشورها و زبانها

همچنان كه پيشتر گفتيم، بيش از ۴۰۰۰ نسخۀ خطى از ترجمه‏هاى قرآن وجود دارد كه شامل ۳۰ زبان است و در ۳۷ كشور قرار دارد. اين تعداد شامل نسخه‏ها و مجلدات مختلفى است و تعداد قابل توجهى از آنها در كتابخانه‏هاى تركيه، ايران، هند و انگلستان قرار دارد. هر كدام از كتابخانه‏هاى آلمان، روسيه، پاكستان، فرانسه، اسپانيا، واتيكان، عربستان سعودى و مصر نيز، ۲۵ تا ۱۰۰ نسخه را در خود جاى داده‏اند (نگاه كنيد به جدول شمارۀ ۳). بيشتر اين ترجمه‏ها از نظر زبانى و خصوصيات ديگر از اهميت بالايى برخوردارند. آمارى كه در اين جدول آمده است، تنها به توزيع اين نسخه‏ها در كشورهاى مختلف اشاره مى‏كند و هرگز بيانگر ارزش و اعتبار آنها نيست.

از اين آمار معلوم مى‏شود كه بيشترين ترجمه‏هاى قرآن كريم به زبانهاى فارسى و تركى و اردو بوده و حدود ۹۰% اين ترجمه‏ها به دو زبان فارسى و تركى است. يكى از علل بالا بودن آمار ترجمۀ قرآن كريم به اين دو زبان آن است كه ايرانيان و تركها از نخستين ملتهايى بودند كه اسلام را پذيرفتند و به سرعت حروف عربى را به كار گرفتند، با اينكه خودشان داراى تاريخ، ميراث فرهنگى و هنرهايى اصيل بودند.

 

شكل ۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل ۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل ۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ترجمه‏ هاى فارسى از نظر تعداد، بر ترجمه‏ هاى تركى فزونى دارند و اين شايد بدان جهت باشد كه ملتهاى ديگرى هم بوده‏اند كه زبان فارسى را زبان نگارش و ادب خود قرار داده بودند كه از جملۀ آنها تركهاى آسياى ميانه و آناتولى و نيز اقوامى در هند را مى‏توان نام برد.

واقعيت اين است كه بسيارى از ترجمه‏ هاى فارسى توسط مترجمان ترك زبان صورت گرفته است. در همين جا بايد تأكيد كنيم كه دادن آگاهيهاى مفصل از هزاران ترجمه‏ اى كه در اين دايره مى‏گنجد، امكان‏پذير نيست، ولى اميدواريم پس از كامل شدن اين طرح علمى، افقهاى وسيع‏ترى در اين زمينه باز شود و زمينه‏هاى ديگرى براى بحث و بررسى پديد آيد.

قديمى‏ترين ترجمۀ فارسىِ شناخته شده، همان ترجمۀ تفسير طبرى است كه گروهى از علما در عهد منصوربن نوح سامانى (متوفاى ۳۵۰ ه / ۹۵۶ م) به آن اقدام كردند. البته ما در بررسيهاى خود به يك ترجمۀ فارسى تحت اللفظى از مترجمى ناشناخته برخورد كرديم كه از سورۀ حجرات تا پايان قرآن كريم را در بردارد و در آخرين صفحۀ آن همان گونه كه در فهرست آمده، چنين درج شده است: اين نسخه را خطاط معروف على بن مقله در سال ۳۰۸ ه / ۹۳۶ م (يعنى نيم قرن پيشتر از ترجمۀ ابن نوح) كتابت كرده است. اما پس از بررسى نسخه و با توجه به نوع خط آن به اين نتيجه رسيديم كه اين نسخه مربوط به زمان ابن مقله نمى‏شود، بلكه در قرن نهم هجرى نسخه‏بردارى شده است. اين نسخه اكنون در دارالكتب المصرية (به شمارۀ ۶۴ مصاحف) موجود است.۱

نخستين نسخۀ موجود از ترجمۀ فارسىِ تفسير طبرى، نسخه‏اى است كه در كتابخانۀ عمومى بورساى تركيه نگهدارى مى‏شود. تاريخ اين نسخه به سال ۵۶۲ ه/۱۱۶۶ـ۱۱۶۷ م برمى‏گردد. اين نسخه طلاكارى شده است و از سورۀ «مؤمنون» تا سورۀ «سبأ» را دربر دارد.

از قرن پنجم هجرى (يازدهم و دوازدهم ميلادى) به بعد، تعداد ترجمه‏هاى فارسى ميان سطرى و ترجمه‏هاى تفسيرى افزايش يافته كه علتِ آن، نسخه‏بردارى‏هاى متعدد از يك ترجمه و نيز افزونى ترجمه‏هاى جداگانه بوده است. ترجمۀ تفسيرى‏اى كه حسين واعظ كاشفى آن را انجام داده و به نام مواهب عليّه يا التفسير الحسينى معروف است، از جملۀ ترجمه‏هاى فارسى است كه نسخه‏هاى بسيارى دارد و ما توانستيم بيش از ۳۰۰ نسخه از آن را شناسايى كنيم كه قديمى‏ترين آنها به سال ۸۷۱ ه/۱۴۹۲ م برمى‏گردد. از اين ترجمه نسخه‏اى ناقص در كتابخانۀ سليمانيۀ استانبول موجود است.

نخستين ترجمه‏هاى تركى قرآن كريم با لهجۀ تركى شرقى بوده. برخى منابع احتمال داده‏اند كه تفسير طبرى به تركى نيز ترجمه شده بوده است، چون در ميان دانشمندانى كه تفسير طبرى را به فارسى ترجمه كردند، چند تن از دانشمندان ترك هم بوده‏اند، ولى در حال حاضر نسخه‏اى از اين ترجمۀ تركى در دست نيست.۲

از قديمى‏ترين نسخه‏هاى ترجمۀ قرآن كريم به لهجۀ تركى شرقى، ترجمه‏اى است كه تاريخ آن به قرن هفتم هجرى/سيزدهم ميلادى برمى‏گردد و به زبانى نوشته شده، شبيه به زبانى كه اكنون در منطقۀ ماوراء النهر رايج است. اين ترجمه در ۳۴۳ برگ است۳ و در كتابخانۀ آستان قدس رضوى موجود است. اين نسخه ترجمۀ ديگرى را مربوط به سال ۶۴۷ه/۱۲۴۹ م به پيوست دارد كه توسط عبدالقادر بن طاهر بغدادى (متوفاى سال ۴۲۹ه/۱۰۳۸م) انجام گرفته و ترجمۀ هشت سورۀ نخست قرآن كريم به زبان اُزبكى است كه نسخه‏اى از آن در آكادمى علمى ازبكستان در تاشكند موجود است.۴

در كتابخانۀ آستان قدس رضوى يك نسخۀ خطى (به شمارۀ ۲۹۳) وجود دارد كه مشتمل بر يك ترجمۀ ميان سطرى و يك ترجمۀ تفسيرى است و به سال ۷۳۷ه/۱۳۳۷م برمى‏گردد و از سورۀ «ص» تا پايان قرآن كريم را دربر دارد.۵

در اينجا بايد از ترجمۀ موجود در موزه آثار اسلامى تركيه ياد كنيم كه در سال ۷۳۴ه/۱۳۳۳ م نسخه‏بردارى شده و خصوصيات زبان ادبى رايج در آسياى ميانه را دارد.۶ نيز از نسخۀ ديگرى ياد مى‏كنيم كه مربوط به قرن نهم هجرى/پانزدهم ميلادى است كه در كتابخانۀ موزۀ آسيايى شهر سن‏پترزبورگ قرار دارد. اين نسخه علاوه بر ترجمۀ تحت اللفظى قرآن به لهجۀ تركى قاراخانى، حاوى توضيحات و قصه‏هايى است كه ويژگيهاى لهجه‏هاى تركى «قپچاق»، «غز» و حتى «جغتايى» را دارد. از همين رو، برخى از مصادر بيشتر احتمال مى‏دهند كه اين نسخه به زبان تركى خوارزمى باشد.۷ همچنين نسخه‏هايى از ترجمۀ قرآن كريم به زبانهاى تركى آذربايجانى، قاراخانى، اويغورى، جغتايى و تاجيكى وجود دارد كه بيشتر مربوط به زمانهاى متأخر است.۸

نخستين ترجمۀ قرآن كريم به زبان تركى آناتولى در عصر اميران و پس از سقوط سلاجقۀ آناتول انجام گرفت و نسخه‏هاى اول آن مشتمل بر ترجمه و تفسير سوره‏هاى كوتاه بود.۹ قديم‏ترين اين ترجمه‏ها در سال ۸۲۶ ه /۱۴۲۳ م نوشته شده و عنوان «تفسير سورۀ ملك» Tefsiri Sure-i Mulkدارد و اكنون در كتابخانۀ بوردور Burdurدر تركيه نگهدارى مى‏شود.۱۰

در قرن هشتم هجرى/چهاردهم ميلادى، براى نخستين بار در آناتول ترجمه‏هاى كاملى از قرآن نگارش يافت و بيشتر ترجمه‏هاى تفسيرى بر اساس تفسير ابوالليث سمرقندى بود كه احمد داعى، موسى اِزينكى و ابن عربشاه، هر كدام جداگانه اين تفسير را به تركى ترجمه كردند. غالباً اين سه ترجمه پژوهشگران را به اشتباه مى‏اندازد، در حالى كه اينها سه ترجمۀ مستقل از يك متن‏اند. در حال حاضر چندين نسخۀ خطى از تفسير ابوالليث كه مربوط به قرن هشتم هجرى/پانزدهم ميلادى است موجود است كه در بيشتر آنها نام مترجم ذكر نشده است.

ما هنوز دربارۀ همۀ نسخه‏هاى خطى ترجمه‏هاى قرآن كريم به زبان اردو كه به رقم هفتاد مى‏رسند، اطلاعات مشخص و مفصلى به دست نياورده‏ايم، ولى بنابه معلومات محدودى كه داريم، معتقديم كه تاريخ قديمى‏ترين نسخۀ خطى به زبان اردو به سال ۱۰۰۰ ه ۱۵۹۱ـ۱۵۹۲م بازمى‏گردد. اين نسخه‏هاى خطى عبارتند از ترجمه‏هاى گزيده‏اى كه نام مترجم هيچ يك از آنها ذكر نشده است.۱۱ معروف است كه محمدباقر فضل‏اللّه‏ حيدرآبادى مترجم نسخه‏اى است كه تاريخ آن به سال ۱۱۱۵ه/۱۷۰۳ـ۱۷۰۴ م برمى‏گردد.۱۲ همچنين نسخه‏هايى از ترجمه‏هاى قرن سيزدهم هجرى/هجدهم و نوزدهم ميلادى وجود دارد كه نام مترجمان آنها ذكر نشده است. نيز چندين نسخۀ خطى از ترجمۀ شاه رفيع‏الدين دهلوى و برادرش شاه عبدالقادر دهلوى در دست است.

«روبرت كتونى Robertis Ketensis» نخستين كسى بود كه قرآن كريم را در سال ۱۱۴۳ ميلادى به زبان لاتينى ترجمه كرد. از اين ترجمه هشت نسخۀ خطى در كتابخانۀ ملى پاريس Bibliotheque Nationaleوجود دارد.۱۳ و نيز نسخه‏هايى از ترجمۀ قرآن به زبان لاتين وجود دارد كه اين افراد آنها را ترجمه كرده‏اند: روبرت اهل چستر Robert von Chester، هرمان اهل كارنتيا Hermann von Carinthia۱۴، ژوللموس ريموندوس مونستاGuillelmus Raymondus Monceta۱۵، ماركوس كونانيكوس تولتانوس Marcus Conanicus Toletanus۱۶، دومينك ژرمانوس سليزىDominic Germanus Silesie ۱۷، آبراهام هينكلمان Hinckelmann۱۸، نيكولاس ويليام شرودرNicolas Wilheim Schroder ۱۹، جان هنرى پاراو Jean Henri Parau۲۰ و دوينوس وارينوس Devinus Warenus۲۱. در كنار اينها، ترجمه‏هاى ديگرى نيز وجود دارد كه نام مترجمان آنها را نمى‏شناسيم.۲۲

تنها نسخۀ خطى ترجمۀ قرآن كريم به زبان چينى كه به آن دست يافته‏ايم، به قرن سيزدهم هجرى/هجدهم ميلادى برمى‏گردد و در ۶۱ برگ در كتابخانۀ وزارت هند India Office Libraryدر لندن به شمارۀ Arabic Ms ۳۳۴۰ نگهدارى مى‏شود.۲۳ همچنين توانستيم به وجود سه نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان ارمنى پى ببريم كه دو نسخۀ آن در آلمان و سومى در ايران است. نيز ترجمۀ ديگرى به قلم استفانوس Stephanosدر بوپال هند وجود دارد.۲۴ دو نسخه‏اى كه در آلمان است، يكى در كتابخانۀ توبينگن Tübingen(Ma. XIII ۸۴)۲۵ و دومى در كتابخانۀ ملى آلمان Staatsbibliothek Preussischer Kulturbesitz Orientabt.۲۶ به شمارۀ (Or. Quart ۶۰۵)قرار دارد. نسخۀ دوم در سال ۱۸۰۳ در استانبول كتابت شده و ۱۸۶ برگ است. هنوز از مشخصات نسخه‏اى كه در يك كليساى ارمنى در ايران وجود دارد آگاهى به دست نياورده‏ايم.۲۷

سه نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به يكى از لهجه‏هاى زبان فولانى Fulaniكه لهجۀ پولار Pularاست در داكار سنگال وجود دارد و دو نسخه نيز در بنگاه فرانسوى آفريقاى سياه Institut Français de lAfrique Noireبه شماره‏هاى (IFAN ۵۷, ۵۸) موجود است و در هر دو، ترجمۀ هر آيه در صفحه‏اى مستقل قرار دارد.۲۸ نسخۀ سوم از ۶۲۲ برگ تشكيل يافته و به شمارۀ (IFAN ۹۹) ثبت شده و تاكنون كامل بودن اين ترجمه مشخص نشده است.۲۹

همچنين توانستيم بر وجود دو نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان هلندى (فلمنكى) پى‏ببريم كه نسخۀ اول ۲۸۱ برگ است و توسط سالمون شوايگر Salamon Swiggerترجمه شده و اكنون در كتابخانۀ سلطنتى آلبرت Royal Albert Libraryدر بروكسل بلژيك قرار دارد۳۰ و نسخۀ دوم، از مترجمى ناشناخته، در كتابخانۀ دانشگاه ليدن Leidenدر هلند است.۳۱

نيز دو نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان عبرى موجود است كه يكى از آنها را يعقوب بن اسرائيل Jacob Ben Israelترجمه كرده و كتابت آن در سال ۱۶۳۶ در بندقيه انجام يافته است و عنوان «سفرها القرآن» را دارد. اين نسخه هم اكنون در كتابخانۀ بادليان Bodleianدر دانشگاه آكسفورد (MS.Michael ۱۱۳) است۳۲. در همين كتابخانه، نسخۀ ديگرى از متن عربى قرآن كريم (Huntington ۵۲۹) وجود دارد كه همراه با ترجمۀ عبرى در داخل متن و حاشيه‏ها به قلم مترجمى ناشناخته است و تاريخ آن به سال ۱۶۰۰ ميلادى برمى‏گردد.۳۳

نسخه‏اى خطى از ترجمۀ قرآن به زبان انگليسى به تاريخ ۱۸۰۵ـ۱۸۰۶ ميلادى وجود دارد كه تنها شامل آياتى است كه بر ديوارهاى داخلى مسجد تاج محل نقش بسته است. اين ترجمه ۷۹ برگ است و در كتابخانۀ ملى پاريس قرار دارد (Arabe ۴۵۲۹).۳۴ نيز از تنها نسخۀ خطى ترجمۀ ايتاليايى قرآن كريم در فهرست تاسى Tassy۳۵ اطلاع يافتيم ولى نتوانستيم از اين نسخه كه ترجمۀ سورۀ بقره را دربردارد، اطلاعاتى به دست آوريم.

همچنين توانستيم به وجود هشت نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان جاوى پى ببريم. سه نسخه از اينها تعليقاتى برگرفته از تفسير جلالين است كه در كتابخانۀ ملى پاريس به شمارۀ (MS. Arabe ۶۵۴)۳۶ و كتابخانۀ دانشگاه سلطنتى ليدنBibliothek der Rijkuniversiteitبه شماره‏هاى (OR ۱۸۸۶۳۷ و OR ۶۸۹۰)۳۸ قرار دارند. نسخۀ ديگرى به زبان جاوى وجود دارد كه ترجمۀ سورۀ فاتحه را دربرگرفته و تاريخ آن به قرن نوزدهم ميلادى برمى‏گردد و در كتابخانۀ ملى برلين به شمارۀ (Schoem. II.۱۹)۳۹ قرار دارد، و نيز دو نسخه در كتابخانۀ دانشگاه سلطنتى ليدن هلند به شماره‏هاى (۲۰۹۷۴۰ و ۵۶۹۷)۴۱ وجود دارد و در كتابخانۀ Bibliotheca Bonnensi Servanturيك نسخۀ خطى به شمارۀ (۸۵a) موجود است كه ۲۶۴ برگ است،۴۲ و بالاخره ترجمه‏اى از سورۀ بقره در ضمن مجموعه‏اى خطى به شمارۀ (MS. Arabic Loth ۲۴۴۸) در كتابخانۀ وزارت هند موجود است.۴۳

تنها نسخۀ خطى ترجمۀ قرآن به زبان كانمبو Kanembuبه صورت ميان سطرى، نسخه‏اى است كه تاريخ آن به سال ۱۰۸۰ ه/۱۶۶۹ـ۱۶۶۷ م بر مى‏گردد و به خط مغربى است.۴۴ در حاشيۀ اين اثر، تعليقاتى با عنوان «جامع احكام القرآن» به قلم عبداللّه‏ محمد وجود دارد.

تاريخ تنها نسخۀ خطى قرآن به زبان كردى كه به آن پى‏برديم، به سال هجرى ۱۳۴۹ هجرى ۱۹۳۰ـ۱۹۳۱ ميلادى برمى‏گردد. اين ترجمه در كتابخانۀ صلاح‏الدين در اربيل عراق قرار دارد و مترجم آن عبدالكريم قاضى است. اين قرآن به خط مترجم و داراى هشت جزء است. نيز در كتابخانۀ خصوصى مسعود محمد جالى‏زاده پسر ملا محمد يك نسخۀ خطى به صورت ترجمۀ تفسيرى وجود دارد. اين ترجمه به وسيلۀ جالى‏زاده محمدبن جمال الدين عبداللّه‏ بن ضياء الدين محمد اسعد كاك جالى Kakjaliانجام گرفته است.۴۵ ما اطلاع بيشترى از اين نسخۀ خطى نداريم و همچنان به اطلاعاتى دربارۀ نسخه‏هاى خطى ترجمۀ قرآن كريم به زبان بولندى (بولونى) نياز داريم.۴۶

در كتابخانۀ دانشگاه ليدن دو نسخۀ خطى به زبان ماكسار Macassar(اندونزى) به شماره‏هاى (Bugis Makasar ۳۶& ۵۲) وجود دارد.۴۷

بيشترين ترجمه‏هاى قرآن كريم به زبان مالايى Malayكه به ده ترجمه مى‏رسند و ما به آنها پى‏برديم، ترجمه‏هايى ناقص يا گزيده‏اند. برخى از نسخه‏ها تنها حاشيه‏هايى به زبان مالايى دارند. حجيم‏ترين نسخه در كتابخانۀ ديوان بهاسا Dewan Bahasaاست كه به دو خط عربى و جاوى نوشته شده است.۴۸ در دانشگاه ليدن در هلند ترجمه‏اى تحت اللفظى از تفسير جلالين وجود دارد به شمارۀ (OR. ۳۲۲۴) كه تاريخ آن به قرن نوزدهم ميلادى برمى‏گردد.۴۹ نيز نسخۀ خطى ديگرى از قرآن در كتابخانۀ ملى پاريس به شمارۀ (Arabes Suppl. ۱۲۹) وجود دارد كه ۲۹۰ برگ است و تعليقاتى ميان سطرى دارد.۵۰ در كتابخانۀ انجمن سلطنتى آسيايى، دو ترجمه به زبان مالايى (Callmark: Malay ۷۹, Arabic ۴) وجود دارد كه به ترتيب ۳۵۲ برگ۵۱ و ۱۹ برگ۵۲ هستند. نيز ترجمه‏اى از سورۀ فاتحه در كتابخانۀ دانشگاه كارل ماركس در شهر لايپزيك Leipzigبه شمارۀ (MS. Or ۸۹۶b)۵۳ و ترجمه‏اى از سورۀ كهف در كتابخانۀ دانشگاه كمبريج به شمارۀ (Ii. ۶. ۴۵)۵۴ وجود دارد. در كتابخانۀ ديوان بهاسا يك نسخۀ خطى از ترجمۀ تفسير جلالين به تاريخ ۱۴۵۰ ميلادى به شمارۀ (۹۷) موجود است كه در تملك جلال الدين بن احمد محلى بوده و در آغاز آن برخى از حاشيه‏ها به زبان مالايى و پاره‏اى تعليقات به صورت زيرنويس به زبان جاوه است.۵۵

همچنين در كتابخانۀ دانشكدۀ كنجز كالج در دانشگاه كمبريج نسخه‏اى خطى از تفسير زمخشرى با عنوان الكشاف به شمارۀ ۸۶ وجود دارد و در پايان آن حاشيه‏هايى نوشته شده كه احتمالاً به زبان مالايى است.۵۶

نيز از وجود ترجمۀ سورۀ غاشيه تحت عنوان «ترجمة سورة الغاشية» به زبان پنجابى اطلاع يافتيم كه در كتابخانه‏اى خصوصى است، اما نتوانستيم مشخصاتى از آن به دست آوريم.۵۷ در ميان ترجمه‏هاى قرآن به زبان پشتو Pashto(كه زبان افغانستان و شمال پاكستان است) نسخه‏اى خطى تحت عنوان «شرحى مندوم بار الآيات القرآنية والاحاديث النبوية» موجود است كه اديب محمد سامد [؟] آن را در تاريخ ۱۱۲۵ه /۱۷۱۳ م ترجمه كرده است. اين نسخه در كتابخانۀ خصوصى ظاهرشاه در افغانستان است.۵۸ دو ترجمۀ ديگر به نامهاى تفسير البدر المنير و تفسير الضحى در كتابخانۀ وزارت مطبوعات و ارشاد به شماره‏ه‏ه‏هاى ۱۸۵۵۹ و ۱۸۸۶۰ موجود است. ديگر نسخۀ خطى، مشتمل بر ترجمۀ سوره‏هاى فاتحه و اخلاص، مربوط به قرن هجدهم ميلادى است كه در كتابخانۀ وزارت هند در لندن به شمارۀ (Or. ۶۲۷۴) نگهدارى مى‏شود.۶۱

از پنج نسخۀ خطى كه به زبان روسى به دست آمد، يكى نسخه‏اى است كه مترجم آن بوگوسلافسكى D. N. Boguslavskyاست و تاريخ ۱۸۷۱ را دارد. اين ترجمۀ روسى بر اساس تفسير المواهب العلية به قلم حسين واعظ كاشفى است كه ترجمۀ آن به زبان تركى به قلم اسماعيل فروح در آرشيو آكادمى علوم (بخش Spb)۶۲ موجود است. نيز ترجمۀ كاملى از قرآن كريم به زبان روسى در ۷۸۰ صفحه كه توسط پيتر واسيليويچ پوستنكوف Piotr Vasilyevich Postnikovصورت گرفته، در آرشيو دولت مركزى كارهاى باستانىCentral State Archives of Ancient Actsدر مسكو (F. ۱۸۱, opis ۱, N ۱۴۸/۲۱۷) موجود است كه بر اساس ترجمۀ فرانسوى قرآن اثر آندره دوريه Andre du Ryerانجام گرفته است. از همين ترجمه نسخۀ ديگرى شامل بيست سورۀ نخست قرآن در دست است كه در كتابخانۀ آكادمى علوم سن پترزبورگ (بخش مخطوطات شماره‏هاى ۶،۷،۳۳) قرار دارد.۶۳

دربارۀ يك نسخۀ خطى روسى كه گفته مى‏شود توسط ولاديمير لزيفى Volodymyr Lezevyeترجمه شده اطلاع دقيقى به دست نياورديم. اين نسخه در كتابخانۀ مركزى آكادمى اوكراين نگهدارى مى‏شود.۶۴ نيز در كتابخانۀ مركز بررسيهاى شرقى در سن‏پترزبورگ (فهرست N۱۶۸، شمارۀ D۷۲۳) ترجمه‏اى ميان سطرى وجود دارد كه به قرن نوزدهم برمى‏گردد. اين اثر در ۴۸۰ صفحه است و ترجمۀ سوره‏هاى فلق و ناس را ندارد.

در مركز بررسيهاى سندى در دانشگاه سند پاكستان به وجود يازده نسخه از ترجمۀ قرآن كريم به زبان سند آگاهى يافتيم. از اين نسخه‏ها سه نسخۀ خطى تحت عنوان «قصۀ حضرت يوسف جو» «Qissa Hazrat Yusuf Jo» است كه شخصى به نام احمد آن را ترجمه كرده است. نيز قاضى شرف الدين سهوانى ترجمۀ مخطوطى تحت عنوان قرآن مجيد مترجم سندى دارد. سه نسخۀ خطى ديگر، اجزايى از التفسير الهاشمى است كه در سال ۱۱۷۰ه/۱۶۵۹م به وسيلۀ مقدوم محمد هاشم تهاتوى ترجمه شده است. نسخه‏هاى ديگر عبارتند از: ترجمۀ تفسيرى از مولانا عبيداللّه‏ سندى (۱۲۸۹-۱۳۶۳ه/۱۸۷۲-۱۹۴۴م) و نيز ترجمه‏اى همراه با تفسير كه آن را «ميان فاضل شاه» در سال ۱۳۲۲ ه /۱۹۰۴ـ۱۹۰۵ كامل كرده است و «تفسير القرآن المجيد» از مترجمى ناشناخته. نيز در كتابخانۀ وزارت هند در لندن، ترجمه‏اى از سورۀ يوسف به زبان سندى موجود است (MS. Sind ۴).۶۵

اطلاعاتى وجود دارد كه نسخه‏اى خطى به زبان سيامى (تايلندى) در دانشگاه كنساس Kansas موجود است.۶۶ البته ما در انتظار دريافت آگاهيهاى بيشترى از آن هستيم.

همچينن نسخه‏هايى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان سريانى وجود دارد كه عبارتند از دو نسخۀ خطى كه در كتابخانۀ دانشگاه هاروارد در آمريكا و كتابخانۀ جان ريلند John Rylandدر منچستر۶۷ نگهدارى مى‏شوند و هنوز اطلاع مفصلى از آنها به دست نياورده‏ايم.

ما همچنين از وجود بيست و دو نسخۀ خطى از ترجمۀ قرآن كريم به زبان سواحلى در كتابخانۀ دارالسلام تانزانيا آگاهى پيدا كرديم. آنها ترجمه‏هاى سوره‏هاى مختلف‏اند. شش نسخۀ خطى از آنها ترجمۀ احمد باشيخ حسين، ده نسخه از مترجمى به نام «منصب»، يك نسخه از مسعود عبداللّه‏ و مترجم پنج نسخۀ ديگر ناشناخته است.۶۸

تنها نسخۀ خطى ترجمۀ قرآن كريم به زبان ولوف Wolof(زبان غرب آفريقا) توسط محمد ديمى ترجمه شده است. اين ترجمه در دو جلد قرار دارد و از آن با نام تفسير قرآنى ياد مى‏شود. نسخۀ خطى آن در داكار قرار دارد.۶۹

دكتر انيس كاريچ Enes Karicاز سه نسخۀ ترجمۀ قرآن به زبان بوسنى خبر داده است؛ از جمله: ترجمۀ ميان سطرى حافظ سعيد زنونوويچ Zenunovicو نسخه‏اى كه حلمو ساريچ Hilmo Saricآن را كتابت كرده است. نسخۀ اول در جنگ جهانى دوم، و نسخۀ ديگر در طول سى سال گذشته از ميان رفته است. نسخۀ خطى سوم ترجمۀ فتن كولينوويچ Fatin Kulenovicبه زبان بوسنى است كه در واقع برگردانى از كتاب معانى القرآن الكريم نوشتۀ ابراهيم حقى ازميرلى است. اين نسخۀ خطى در دو جلد در «سارايوو» است كه با حروف لاتين نوشته شده و ما همچنان در انتظار دريافت آگاهيهاى مفصلى از اين سه نسخۀ خطى هستيم.

 نسخه‏هاى خطى ترجمه‏هاى قرآن كريم از جهات گوناگون بررسيهاى دقيقى را مى‏طلبد. آنها علاوه بر اهميت ذاتى خود، منبع مهمى براى شناخت زبان، هنر و تاريخ علوم به شمار مى‏روند و مى‏توان بحثهاى مستقلى را از جهات متعدد به بررسى گستردۀ اين نسخه‏هاى خطى اختصاص داد. از جملۀ موضوعاتى كه مى‏توان آنها را مورد بررسى قرار داد، موارد زير است:

انگيزه‏هاى گزينش اجزا، سوره‏ها و آيات معين از قرآن كريم

تفاوتهاى موجود در نسخه‏هاى مختلف ترجمه‏هاى قرآن و علل آن

مقابله ميان نسخه‏هاى مختلفى كه از يك ترجمه وجود دارد، مانند تفسير ابوالليث سمرقندى.

پايان سخن اينكه هدف ما از بحث و بررسى در باب ترجمه‏هاى خطى معانى قرآن كريم‏اين است كه پژوهشگران و دانشمندانى را كه در اين زمينه تخصص دارند، به همكارى با مركز بررسيهاى تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى در استانبول و شركت در آماده‏سازى كتابشناسى جهانى ترجمه‏هاى خطى معانى قرآن كريم تشويق كنيم تا اين كار علمى مهم به نتيجه برسد و تقديم پژوهشگران گردد.

پيوستها

۱. نصراللّه‏ مبشر الطرازى، فهرس المخطوطات الفارسية فى دارالكتب المصرية، الجمهورية العربية المتحدة، قاهره، ۱۹۶۶ـ۱۹۶۷، ج ۲ ص ۱۵۱، شمارۀ ۲۱۷۶.

۲. Zeki Velidi Togan, »Londra ve Tahran'daki Islām Yazmalarin Bazilarina Dair« Islām Tedkikler Enstitüsü Dergisi,III, ۱۹۵۹-۶۰, pp. ۱۳۵-۸; Fuat Köprülü, Türk Edebyyati Tarihi, Istanbul ۱۹۲۶, pp. ۱۹۰-۳; Abdülkadir Inan, »Eski Turkçe Üç Kuran Tercümesi«. Türk Dili Dergisi, nos ۶,۷,۹ (۱۹۵۲), p. ۳۲۴.

۳. M.A. Fikrat, A Catalogue of the Manuscripts of the Holy Qur'ān in Translation, Preserved in the Library of Āstān-i Quds-i Rizav, Mashhad ۱۳۲۳ sh, p. ۸۹, no ۳۷.

۴. A. A. Semenov, Sobraine Vostochnikh Rukopisey Akademii Nauk Uzbekskoy SSR, Tashkent ۱۹۵۲-۸۷, vol.IVP. ۵۵, no. ۲۸۷۰.

۵. Fikrat, p. ۹۸, no ۵۳; Ahmad Gulçin Maani, Rahnamā-yi Ganjinah-yi Qur'ān, Tehran,__ n.d., p. ۱۰۷, no. ۴۸; David James, Qur'āns of the Mamluks, London ۱۹۸۸, p. ۲۴۴, no ۵۸.

۶. Janos Eckmann, »Kur'ān in Dogu Türkçesine Tercüneleri«, trans. Ekrem Ural. I. Ü. Edebyat Fakültesi Türk Dili ve Edebiyati Dergisi, vol. XXI, (۱۹۷۳), pp. ۱۵-۲۴.

۷. Abdulkadir Inan,» Eski Kuran Tercümelernin Dili Mwselesi', Turk Dili Dergisi«, vol, I, no. ۷, (April ۱۹۵۲), pp. ۳۹۵-۸; Eckmann, pp. ۱۵-۲۴.

۸. Eckmann, pp. ۱۵-۲۴; Muhammad Hamidullah, Kur'ān Kerm Tarihi, trans. Sait Mutlu. Istanbul ۱۹۶۵, p. ۷۴; Ahmet Topalogu, »Kurān-Kerm in Ilk Türkçe Tercümeleri ve Cavāhirü'l Asdāf«, Türk Dünyasi Aratimalar, no. ۲۷, (۱۹۸۳), pp. ۲۰, ۵۹; Semonov, vol IV no. ۲۸۵۴; Eckmann, p. ۲۰.

۹. ضzcan Tabaklar,» Amme Cüzü Tefsiri« (M.A. Thesis, I. ـ. Edebiyat Fakültesi Sosyal Bilimler Enstitüsü, Istanbul ۱۹۸۷), p. ۵۳.

۱۰. Ahmet Ate, »Burdur-Antalya ve Havalisi Kütüphanelerinde Bulunan Türkçe, Arapça ve Farsça Bazi Mühim Eserler«, Türk Dili ve Edebyati Dergisi, ۲ (۱۹۴۸), pp. ۱۷۱-۹۱.

۱۱. Sayyarah Digest Monthly (Exclusive issue on the celebration of ۱۴۰۰ years of the revelation of the Holy Qur'ān), Lahore (۱۹۷۳). Qur'ān number XX, pp. ۹۰۲-۳ B/۳۰۴, B/۳۲۷, B/۳۲۱.

۱۲. Ibid., p. ۸۹۷, A/۱۶۰.

۱۳. Bibliothèque Nationale, Catalogue des Manuscrits Latins, Paris ۱۹۶۶, vol. V, pp. ۳۳۴-۹, ۴۸۷-۹, ۴۹۱-۲.

۱۴. Der Islam und das Christentum, p. ۱۳۲, no ۳۵.

۱۵. Muhammad Hamidullah, Le Coran, France ۱۹۵۹, p. XLVI: Bibliothèque Nationale, Catalogue, vol. V, pp. ۴۹۲-۳.

۱۶. Bibliothèque Nationale, Catalogue, vol. V, pp. ۳۳۹-۴۱; Der Islam..., p. ۱۳۳, no. ۳۶/Abb.۴.

۱۷. Hamidullah, Le Coran, p. XLVII; Marcel Devic, »Une traduction inédite du Coran«, Journal Asiatique, ۸ème série I (۱۹۸۳), pp. ۳۴۳-۴۰۶.

۱۸. Carl Brockelmann, Katalog der Orientalischen Handschriften der Stadbliorthek zu Hamburg. Teil I. (Die arabischen persischen, turkisschen, malaischen, koptischen, syrischen, athiopischen Handschriften, Hamburg ۱۹۰۸, vol. I, p. ۱۰.

۱۹. Hamidullah, Le Coran, p. XLIII.

۲۰. Hamidullah, Le Coran, p. XLIII; P. Tiele, Catalogus Codicus Manuscriptorum Bibliothecal Universitatis Rheno-Tarajectinal, vol. I, no. ۱۴۳۷; P. Voorhoeve, Handlist of Arabic Manuscripts in the Library of the University of Leiden and Other Collection in the Netherlands, Leiden ۱۹۵۷, p. ۲۲۷.

۲۱. Hamidullah, Le Coran, p. XLVIII.

۲۲. M. le Baron de Slane, Bibiliothèque Nationale, Départments des Manuscrits. Catalogue des Manuscrits Arabes de la Bibliothèque Nationale, Paris ۱۸۸۳-۹۵, vol. I, pp. ۱۱۷-۸, no ۳۸۴, p. ۱۳۷, no ۵۹۰; Georges Vajda and Yvette Sauvan, Catalogue des manuscrits arabes, ۲ème partie: Manuscrits musulmans, Paris ۱۹۷۸, vol. II, p. ۳, no. ۵۹۰; Leopold Delisle,Inventaire des Manuscrits Conservés à la Bibliothèque Nationale sous les no. ۸۳۲۳-۱۱۵۰۳du Fonds Latin, Paris ۱۸۶۳, p. ۱۱۰; W.A Ahlwardt, Verzeichnis der Arabischen Handschriften der Kِniglichen Bibliothek zu Berlin, Berlin ۱۸۸۷-۹, no ۴۱۳, no. ۱۰۳۲; Brockelmann, vol. I. p. ۱۵۸, no ۲۹۹; E. G. Browne, A hand-list of the Muhammedan manuscripts including all those written in the Arabic character, preserved in the libraries of the Uviversity and Colleges of Cambridge, Cambridge ۱۹۰۰, p. ۱۴۹, nos. ۸۳۷, ۸۳۸; Catalogue Général Bibliothèque Municipale de Poitiers, ۱۸۹۴, vol. XXV, p. ۲, no ۱۰; Katalog der Handschriften der Kِniglichen Oftenlichen Bibliothek zu Dresden, Leipzig ۱۸۸۲, vol. I, pp. ۵۵-۶; Hamidullah, Le Coran, p. XLVIII.

۲۳. C. A. Storey, Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Library of the India Office, vol. ۲/۱: Qur'anic Literature, London ۱۹۳۰, p. ۶, no. ۱۰۶۲.

۲۴. J.D Pearson,» Translation of the Qur'ān«, The Enyclopaedia of Islam, new ed, vol V, p. ۴۳۱.

۲۵. Franz Nikolaus Finck-Levon Gjandscheizian, Systematisch-Alphabetischer Haupktatalog des Kِniglichen Universitنts Bibliothek zu Tübingen, (M. Handschriften. a) Orietalische XVIII, Tübingen ۱۹۰۷, p. ۱۱۷.

۲۶. N. Karamianz, Verzeichnis der Armanischen Handschriften, Berlin ۱۹۸۸, p. ۷۸, no. ۹۶.

۲۷. محمد دانش‏پژوه و ايرج افشار، نسخه‏هاى خطى نشريۀ كتابخانۀ مركزى دانشگاه، تهران، ۱۳۴۶، ص ۳۲۴، ش ۱۲.

۲۸. Thierno Diallo, Catalogue des Manuscrits de l'IFAN, Dakar ۱۹۶۶, p. ۶۵.

۲۹. Ibid., p. ۴۴.

۳۰. Jan Bauwens, Manuscrits Arabes à la Bibliothèque Albert ۱er, ۱۹۶۸, p. ۱۲, no. ۲۰.

۳۱. Voorhoeve, Handlist, p. ۲۷۸.

۳۲. A. Nauber, Catalogue of the Hebrew Manuscripts in the Bodleian Library, entry no. ۲۲۰۷; J. D. Pearson, »Translation of the Qur'ān«, EI, vol V, p. ۴۳۱.

۳۳. Nauber, entry no. ۱۲۲۱.

۳۴. Hamidullah, Le Coran, p. XLV;

محمد صالح البنداق، المستشرقون وترجمة القرآن الكريم، بيروت، ۱۹۸۰، ص ۱۶۲.

۳۵. M. F Deloncle, Catalogue des Livres Orientaux et Autres Composant la Bibliothèque de Feu M. Garcin Tassy, Paris ۱۸۷۹, p. ۲۶۶, no. ۲۹۵۴.

۳۶. Georges Vajda and Yvetee Sanvan, ۲ème partie, p. ۴۴, no. ۶۵۴; M. Le Baron de Slane, vol. I, p. ۱۴۷, no. ۶۵۴.

۳۷. P. de Jong, M.J. de Goeje, And M. Th. Houtsma, Catalogus Codicum Orientalium Bibliotheca Academiae Lugduno-Batavae, ۱۸۵۱-۸۷, vol. IV, no. ۱۶۹۶; Voorhoeve, Handlist, p. ۳۵۳.

۳۸. Vorhoeve, Handlist, p. ۳۵۳.

۳۹. Theodore G. T. Pigeaud, Javanese and Balinese Manuscripts, ۱۹۷۵, pp. ۱۳۱-۲, no. ۶۴.

۴۰. De Jong, Goeje, and Houtsima, vol. IV, no. ۲۸۳۷.

۴۱. Vorhoeve, Handlist, p. ۲۷۸.

۴۲. J. Gildemeister,Catalogues Librorum Manuscriptorum Orientalium in Bibliotheca Academica Bonnensi Servatorum, Bonn ۱۸۶۴-۷۶, p. ۱, no ۱.

۴۳. Otto Loth, A Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Library of the India Office, Osnabrück ۱۹۷۵, p. ۳۰۳, no ۱۰۴۸.

۴۴. A. D. H. Bivar, »A dated Kuran from Bornu«, Nigeria Magazine, ۶۵ (۱۹۶۰), p. ۲۰۳; Mofakhkhar Hussain Khan, »Translation of the Holy Qur'ān in the African Languages«,The Muslim World, ۷۷, nos. ۳-۴ (July-October ۱۹۸۷), pp. ۲۵۰-۸.

۴۵. Hassan A. Ma'ayergi, »History of the Works of Qur'ānic Interpretation (Tafsir) in the Kurdish Language«, Journal of the Institue of Muslim Minoriry Affairs, vol. ۷, no. ۱ (۱۹۸۶), pp. ۲۶۸-۷۴.

۴۶. Hamidullah, Le Coran, p. XLVIII.

۴۷. Voorhoeve, Handlist, p. ۲۲۷-۷۸.

۴۸. Dewan Bahasa dan Pustaka, Katalog Manuskript di Perpustakaan Dewan Bahasa dan Pustaka, Kuala Lumpur, ۱۹۸۳, p. ۵۳.

۴۹. Vorhoeve, Handlist, p. ۳۵۳.

۵۰. M. Le Baron de Slane, vol. I, p. ۱۲۸-۹.

۵۱. Oliver Codrington, »Catalogue of the Arabic, Persian, Hindustani and Turkish Manuscripts in the Library of the Royal Asiatic Society«, Journal of the Royal Asiatic Society, no. ۳ (۱۹۸۲), pp. ۵۰۹-۶۹; H. N van der Tuuk, Short Account of the Malay Manuscripts belonging to the Royal Asiatic Society, no. ۷۹/IX, ۱۸۶۶, p. ۱۲۷.

۵۲. P. Voorhoeve, »List of Malay Manuscripts in the Library of the Royal Asiatic Society, London«, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland (۱۹۶۳), p. ۶۷.

۵۳. Karl Vollers, Katalog der Islamischen, Christlichorientalischen Handschriften der Universitنts Bibliothek zu Leipzig, ۱۹۰۶, p. ۳۶۹, no. ۱۰۵۴.

۵۴. Browne, Hand-list, p. ۴۷, no ۲۵۵.

۵۵. Dewan Bahasa..., p. ۵۴.

۵۶. E. G. Browne, A supplementary hand-list of the Muhammedan manuscripts, including all those written in the Arabic character, preserved in the libraries of the University and Colleges of Cambridge, Cambridge ۱۹۲۲, p. ۱۷۱, no. ۱۰۳۳.

 ۵۷. Sayyarah Digest..., p. ۵۰۳.

۵۸O. P. S. de Laugier de Beaureceuil, Manuscrits d'Afghanistan, Cairo ۱۹۶۴, p. ۴۶, no. ۹.

۵۹Ibid., p. ۲۶۵, no. ۸.

۶۰. Ibid., p. ۲۶۵ no. ۹.

۶۱. J. F Blumhardt, Catalogue of Pushtu and Sindhi Manuscripts in the Library of the British Museum, London ۱۹۰۵, pp. ۱-۳, no ۲/۱.

۶۲Hamidullah. Le Coran, p. XLIX.

۶۳. Ibid, p. XLIX.

۶۴. Ibid., p. L.

۶۵. C. Shackle, Catalogue of the Panjabi and Sindhi Manuscripts in the India Office Library, London ۱۹۷۷, p. ۶۹, no ۸۵.

۶۶. J. D. Pearson, Oriental Manuscripts in Europe and North America, Switzerland ۱۹۷۱, p. ۴۲۶.

۶۷. Pearson, »Translation of the Kur'ān«, vol. V, p. ۴۳۱.

۶۸. J. W. T. Allen, The Swahili and Arabic Manuscripts and Tapes in the Library of University College Dar-as-Salaam, a Catalogue, Leiden ۱۹۷۰, pp. ۱-۳۴.

۶۹. Mbaye al-Hadji Rawane Mbaye-Babacar, »Supplément au catalogue des manuscrits de l'IFAN,Bulletin d'IFAN, T. ۳۷, ser. B, no. ۴, ۱۹۳۷, p. ۸۸۱.

Back to Top

Template Design:Dima Group